قسمت اول
آنچه د رادامه خواهید خواند مروری است مختصر وگذرابه خلاصه از خاطرات چند روزسفری که از تاریخ 17 سپتامبر به شهر لندن و سایر شهر های انگلستان داشتم.
این سفر به دعوت فستیوال فیلم منگو وهمچنین" مرکز فیلم وعکس بریتانیا"بود که بخاطر نمایش تعداد از فیلم هایم با ید هفته ای را در انجا باشم. واما وقتی چمدانم را برای رفتن به آن جامی بستم به فکر وبلاگم افتادم که چقدر منتظر وچشم به راه سوژه ویا حرف تازه است و آرزو کردم که ای کاش می شد انتظارت اورا هم به سر آورد وکامش را با نوشتن دلنوشته ای شرین کرد.
به هرحال تصمیم گرفتم تا چکیده از خاطرات مهم هر چند به صورت گذرا وخلاصه بنویسم ودراین جا قرار دهم.
امادر حقیقت این را هم بدانید که نوشتن این سطور نه از آن جهت است؛ که من حرف مهمی برای گفتن داشته باشم ویا مطالب قابل شان برای روزنامه ومجله ووبلاگ، بلکه هدف پیداکردن بهانه ای برا ی نوشتن بود که بتوان هم یاد الفبا ی دری را زنده نگهداشت وهم به یادشما خوانندگان عزیزبود.
براستی که در پسامد این روزگاران غربت زده- تبعید گاه- ودوراز د یار، گاهی به آینده که فکر میکنی به وحشت می افتی که مبادا تو بمانی و مغز های خشکیده وچشمهای رو به وطن مانده و الفبای که مجبوری از چپ بنویسی و بخوانی- درد ویا مشکل که امروز بسیاری از فرزندان دری وفارسی زبان به اصطلاح اروپا مانده با آن روبروست- ودر نتیجه زندگی تکرار وتکرار آنقدرکه زمانی متوجه می شوی دنیا ادامه دارد اما تو مثل موتر بی باتری وبی تاریخ وبی مصرف درگوشه ای رها شده وگروهی هم با سرعت بالابه پیش می روندو... وبه خاطر همین فرار از فراموشی است که تصمیم گرفته ام تا گاه بی گاه چیزی برایتان بنویسم.
***
از فینلند تا لندن
اگر نقشه دنیا را نگاه کنید کشور فنلند در نقطه شمالی جهان واقع شده وشهر" یوسکولا" بادارابودن جمعیت 80000 هزارنفر تقریبا در مر کز فنلند قرار گرفته است. شهر یوسکولا دارای دانشگاه بزرگ است که در ان بیش از 10000 هزار دانشجواز ملل مختلف درس می خوانند امادر کنار این امتیازشهر یوسکولا بدی های هم دارد که مهمترین آن بالا بودن در صد بیکاری نسبت به دیگر شهر های فینلند است.
در باره آب و هوای فینلند هم به طور طبیعی می توان گفت که مدت گرمای آن تقریبا یگ پنجم سرمای آنست.
سرمای هوا گاهی به 50 درجه زیر صفر هم کشیده می شود ولی تابستان فینلند هرچند خیلی کوتاه وزودگزر است ولی چشم انداز خیلی زیبا وشگفت انگبز دارد.وجود صد ها دریاچه محلی ودرختان سرسبز وآفتاب سفیدش در دل تابستان صحنه های زیباو شاعرانه را ترسیم می کند.
به هر حال من دریک بعد از ظهر پاییزی،ساعت 45.2 برابر با 2005 .10. 17. شهر یوسکولا را با قطار مسافربری به مقصد شهر تامپره ترک کردم تا از فرودگاه" پیرکلا"به لندن پرواز کنم،.بعد از یک ونیم ساعت به شهر تامپره رسیدم.
شهر تامپره یکی از شهر های بزرگ فنلند است که تقریبا بیش از 200000 هزار نفر از جمعیت 5/5 ملیونی فنلند را به خود اختصاص داده است.وکسب وکار در شهر تامپره بهتر از شهر ما رونق دارد.
در تامبره مدتی را به همراه یکی از دوستانی می روم که باهم از گذشته های نه چندان دورآشنا بودبم وبا فاصله کمی به فینلند آمدیم .اوخود یکی ازنویسنده گان ماهر واهل طرح وتصویر، نشریه، و کتاب درافغانستان بوده که هم اکنون نیز در حال بازیافت توفیقات گذشته خود است.
شاید او نخستین افغانستانی باشد که در فاصله کمتر از یک سال ، درجه عالی زبان فینلندی را از آموزشگاه زبان به دست آورد وحالا نبز درگیرپیامد های است که از دانستن زبان به دست می آید.و...
بهرحال ما تا فاصله مانده به پرواز، گشتی به شهر کوچکی" بنام پیرکلا" زدیم که درحاشیه شهر تامپره قرار دارد ودرواقع شهر محل سکونت این دوست عزیزم بود. ما ضمن آشنای با شهرپیر کلا در باره فرهنگ اجتماع وهنر فینلند ی ها نیز صحبت کردیم.و بویژه سیک های معمار ی جدید - خانه های فنلندی که در شهر پیر کلا به کار گرفته شده بود برای من خیلی جالب بود.
البته این سوال اول هر پناهنده شاید باشد که کشور محل زندگی خودش چگونه کشوری است؟ وچه فرق های با کشور مبدا دارد؟ ویا مثلا آدم ها چه فرهنگ وروش برای زندگی دارند؟ و.... من و آن دوست نازنین هرچه خوش داشتیم از نقد وتحلیل وخبر وگزارش وروزنامه و... گفتیم وبافیتم ودر حالکه حرف های ما ادامه داشت به خانه برگشتیم وباز هم در باره جایگاه ونقش پناهنده گان در کشورفینلند گپ زدیم تا اینکه ساعت 10 شب شد یعنی دقیقا نیم ساعت مانده به پرواز. هرچه بود خودرا با عجله به فرودگاه پیر کلا رساندم ولی دیگر دیر شده بود.
هواپیمای شرکت رایان ایر با کمال ناباوری پرواز کرد ومن ماندم دوست عزیزوافسوس که چرازودتر نیامدیم!!
بهر حال با پرداخت اضافه نیم بهاء، بلیط دیگری برای دوروزبعد یعنی روز دو شنبه.19 سپتامبر رزرف کردم
وحالا دیگروقتی زیاد بود برای حرف ها ی نگفته وتحلیل های نشده و............ ادامه دارد..
فیلم" فصل سکوت" یکی از برنده گان جایزه فستیوال فیلم" سینما ویست" در استرالیا شد
فیلم" فصل سکوت" به کارگردانی عبدالرحمان عالمی برنده جایزه بهترین فیلم فیستوال بین المللی بنام" سینما ویست" استرالیا شد.
فیستوال سینما ویست که یکی از فستیوال های مهم در استرالیا می باشد از تاریخ 28 تا 30 اکتبر در شهر سدنی برگزار شد وپس از پایان فستیوال، فیلم های برنده فستیوال سینما ویست(2005) را دربخش های مختلف اعلام کرد.
از افغانستان دوفیلم مستند بنام های بودا و فصل سکوت در بخش ها ی مختلف این جشنواره حضور داشت که فیلم فصل سکوت موفق به دریافت جایزه اول از بخش بین المللی شد.
برای اطلاعات بیشتر به آدرس سایت فیستوال مراجعه شود. http://www.cinewest.org.au/ssoupw05.htm

