وقتی دریگ صبح زود وآفتابی فنلند از فستیوال فیلم کابل تماس گرفت که فیلمهایت دراین فستیوال جایزه میگیرد وشخصی را برای دریافت جایزه معرفی کنید، دچار احساسات دوگانه شدم خوشحال از اینکه بالاخره فیلمهایم را علایق خلایق پسندیده وبرنده شده است اما احساس دیگری که مرا در حسرت وتاسف نگهداشت نبود خودم در این صحنه بود٬ زیرا بودنم دراین صحنه می توانست یکی ازبهترین خاطرات ماندگار و شایدافتخاربرای فیلمساز دورازوطن مثل من باشد که همیشه در حسرت دیدارچنین روزهای خوش درکشور خودم بودم ام. البته که این نخستین جایزه نیست که برای فیلمهایم می گیرم اما نخستین جایزه وطنی بود که می خواستم در وطن خودم واز دست پیشکسوتان سینمای افغانستان دریافت کنم
شاید یکی از مهمترین آرزوها وبهترین پیام برای هر فیلمسازهمین باشد که فیلم خودش را همراه با تماشاگران دیده ویا به قولی فیلمش را درآیینه تماشاگران تست نماید ودرحاشیه این نوع برنامه ها می تواند فیلمساز پاسخ دهنده انتقادات وسوالات باشد که در ذهن تماشاگران شکل می گیرد
تا جای که میدانم درهرفستیوال بین المللی، یکی از وظایف، زمینه سازی مناسب برای دعوت از فیلمسازان است که فیلم شان دربخش مسابقه بوده ویا احتمال بر نده شدن شان وجود دارد اما چطور وچگونه شد که ازاین فرصت ونعمت محروم شدم حقیقتش خودم هم نمی دانم؟!
امید وارم دست اندرکاران فستیوال کابل درآینده به این مرحله کارتوجه لازم را داشته باشند
جا دارد از همه آنانکه تا کنون با اس ام اس ویا ایمیل پیام تبریک شان را فرستاده اند صمیمانه تشکر کنم
خیلی خو شحال خواهیم شد اگر دوستانی که فیلمهای" در سودای استخوان" و"باید فروخت" را درفیستوال کابل دیده اند مشاهدات ونظرات واتنقادات خودرا در بخش نظرات وبلاگ مطرح نمایند
وسپاسگزاریم از کسانکه ارزیابی شان را از همه فیلمها وبرنامه های سومین فستیوال فیلم کابل در این جا بنویسند
نام فیلم: باید فروخت!

مستند/18 دقیقه/تولید 2007/
فیلمنامه : حکیمه عالمی
کارگردان وادیت وتصویر: رحمان عالمی
تهیه شده در: انجمن فیلم افغانستان در فنلند
خلاصه داستان :
آقای رحیمی پناهنده افغانستانی به همراه فامیل مدت 3 سال درفنلاند زندگی می کند وتلاش می کند تا صنایع دستی که توسط یتیمان تهیه وبرای فروش فرستاده شده اند را در" دهکده جهان" به فروش برساند
درجریان فروش اموال یتیم آقای رحیمی با عکس العمل های متفاوت مردم حاضر در فیستوال روبروشده واز طرفی هم به طور اتفاقی با رئیس جمهورفنلاند آشنا می شود
نام فیلم : در سودای استخوان
مستند/18 دقیقه/تولید 2003/
کارگردان: رحمان عالمی /تصویربردار: سید موسی زکی زاده/صدا: حبیب الله محمدی/ فیلمنامه : حکیمه عالمی
تهیه شده در : در مرکزگسترش سینمای مستند وتجربی
خلاصه داستان :
این فیلم تحقیقی است در باره محو هویت های فرهنگی ،و تاریخی در افغانستان که از جمله به خرید وفروش استخوانهای انسانی ،ویرانی قبور،و تخریب بودا و...دراین فیلم پرداخته می شود
در حالیکه فیلم هایی از فرانسه، آلمان، هند، پاکستان و تاجیکستان نیز در این جنشواره به نمایش گذاشته شد، اما جوایز بخش خارجی، تنها به دو فیلم ایرانی اختصاص یافت.
در سومین جشنواره فیلم های مستند و کوتاه داستانی که با شعار "تنها آفرینش کافی نیست" برگزارشده بود، سینماگران و هیات داوران، سینمای مستند و کوتاه داستانی افغانستان را امیدوار کننده خواندند و در کنار تولید، به آموزش و زمینه سازی برای پخش فیلم ها نیز تاکید کردند.
از میان چهل فیلمی که در این جشنواره به نمایش گذاشته شد، دو فیلم ایرانی در بخش خارجی و هفت فیلم افغانی در بخش داخلی، جوایزی را از آن خود کردند.
جایزه بهترین تدوین در بخش مستند داخلی، نصیب فیلم "باید فروخت" شد؛ فیلمی از عبدالرحمن عالمی که کارگردانش درحال حاضر در فنلاند به سر می برد.
جایزه بهترین فیلم برداری در بخش مستند داخلی را، توماس سابو، از کشور اسلاو از آن خود کرد.
الکا سادات، با کارگردانی در فیلم "در دهکده ای که ناقص العقلم می نامند"، برنده جایزه بهترین کارگردان در بخش مستند داخلی شد.
قادر آریایی نیز جایزه بهترین فیلم نامه نویسی از بخش کوتاه داستانی را برد و سمیع الله نبی زاده، بهترین فیلم بردار در بخش فیلم های داستانی شناخته شد.
علیرضا سجادی و احمد سجادی با فیلم "آخرین فریاد" جایزه بهترین تدوین در بخش مستند داخلی را از آن خود کردند. لینا علم، بهترین بازیگر در بخش فیلم های کوتاه داستانی شناخته شد که در فیلم "چرخش در یک دایره" بازی کرده بود.
|
|
جایزه بهترین فیلم مستند را "در سودای استخوان" به کارگردانی عبدالرحمن عالمی از آن خود کرد و بهترین فیلم داستانی کوتاه از آن فیلم "لذت شوق" به کارگردانی قادر آریایی شد.
در بخش فیلم های خارجی جشنواره نیز فیلم های ایرانی به نامهای "بوم رنگ" و "روشنان" برنده بهترین فیلم های مستند و داستانی شدند.
این سومین جشنواره فیلم های مستند و کوتاه داستانی کابل بود که به همکاری مرکز فرهنگی فرانسه، افغان فیلم، باشگاه سینمایی افغانستان، لیسه (دبیرستان) استقلال، مرکز فرهنگی آلمان، و دانشگاه تعلیم و تربیه افغانستان برگزار شد.
فیلم های مستند افغانی که در این جشنواره درخشش خاصی داشت، محصول سینمایی سالهای اخیر در افغانستان است.
مسئولان برگزاری جشنواره می گویند صد و پنجاه فیلم برای شرکت در این جشنواره ثبت شده بود که از این میان، چهل فیلم به نمایش گذاشته شد. بیشتر کارگردان های این فیلمها، جوانان افغان هستند.
سومین جشنواره فیلم های مستند و داستانی کابل، از پنجم تا دهم جولای در لیسه استقلال و دانشگاه تعلیم و تربیه برگزار شده بود.
جشنواره فیلم های مستند و کوتاه داستانی کابل سال یکبار برگزار می شود. مسئولان این جشنواره پیش بینی می کنند که در سال آینده فیلم هایی از بیست و شش کشور در این جشنواره به نمایش گذاشته شود.
اشاره :
جنجالهای رسانه ای وجدالهای همیشگیی که بعضی وقتها، بین دولت وفیلمسازان وصاحبان رسانه شاهد هستیم ریشه در کجا می تواند داشته باشد؟ منشا اصلی این جنجالها ازکجا سرچشمه میگیرد؟ واساسا وظیفه دولت ورسانه چیست؟ تامل به این موضوع ، مرا برآن داشت تا کمی به جایگاه نقش ورسالت سینما وهم چنین رسانه درافغانستان فکرکنم که درادامه این دستنوشته می خوانید
درباره رسانه های مثل تلویزیویون ونقش وموقعیت ویا وظیفه های اساسی آن در جامعه بعدا خواهیم گفت اما نخست ببینیم که سینما در افغانستان چه موقعیت وجایگاه دارد؟
سال گذشته یکی از دوستان، تعداد از فیلم های به اصطلاح امروز ی افغانستان بعد از طالبان را از کابل با خود اورده بود که مدتی قرض گرفته وتماشا کردم، دیدن فیلمها وسبک وروش های فیلمسازی که درآن به کار رفته بود چندان جای امید به این نسل از فیملسازان واینده سینمای افغانستان باقی نگذاشته بودواما خوشبختانه این سال تعداد مجله های فیلم در باره سینما وفیلم وجشنواره های سینمای درافغانستان به دستم رسید که خواندن نقدها وموضوعات فیلم ها برایم امیدبخش بود.
اصولا تاریخ سینمای جهان در گذشته به ما می گوید که بعد از پایان هرجنگ ویرانگر، یکی از مقوله های هنری و فرهنگی که توانسته درفضای بعد از جنگ توسعه یافته ویا منشا برای تحول اجتماعی وفرهنگی تازه باشد رسانه سینما است
شاید بهترین دلیل برای این ادعا تولد جنبش ها وسبک های ماندگار تاریخ سینما همچون رئالیسم ، نئورئالیسم وموج های وسبک های موثرهنری و سینمای است که امروز هنوز اصول ومعیار های آن سرمشق سینماگران وفیلمسازان امروزوآینده است
اما چگونه میشود که سینما بعنوان هنرویا صنعت / ویرانی ها وخلا ناشی از بحران های نظامی را در عرصه های فرهنگی واجتماعی پرکرده وزمینه ساز تحرک وتوسعه در جامعه زمانش گردد؟ بدون شک یکی از مهمترین دلیل دراین زمینه وظیفه شناسی ودرک درست مسئولیت و موقعیت تاریخی ، نیازها وضرورت های زمان، توسط فیملسازان همان دوره وشرایط بوده است
فیلمسازان ویا سینماگران پیشکسوت ، همیشه کسانی بوده اند که با روایت یک زندگی ساده ونمایش یک داستان گیراآرمانهای بلند فرهنگی واجتماعی را تعقیب نموده و گره ها، مشکلات ،ومعضلات را به تصویر کشیده اند که دیگران یااز درک وتحلیل ان عاجز بوده اند و یااینکه نمی توانسته آنرا با زبان ساده بازگونماید
با اطمنان می توانیم بگوییم که این یکی از تاثیرات ومیراث جادوی یک سینمای" مسئول وخردمندانه" است که امروز درکشوری مثل آمریکااز مردم یاغی ونزادپرست ومتجاوز به حقوق ساکنان بومی، ملت میسازد متمدن و متفاهم وانساندوست که تمام مرزهای رنگ وپوست وقوم وقیافه را درهم شکسته ومردم براساس احترام انسانی و اخلاقی باهم زندگی می کنند. بنا براین توسعه این ظرفیت ها وفرهنگ سازی روبه پیشرفت٬ مسولیت است که همواره فیلمسازان ٬هنرمندان عهده دار بوده اند
بسیار از بحرانها وحتی جنگها ی زمینی وآسمانی که ما نمی توانیم تصورش را داشته باشیم موضوعات است که سالها پیش درفیلم های تخیلی وعلمی فیلمسازان هالیود پیش بینی شده ومردم آمریکا با آن زندگی کرده اند. پس فیلمسازان به معنای مستقل خودش افراد هستند، دارای توانای های علمی وهنری که همواره پیش از زمان حرکت کرده ،واز طرفی هم رهبری فکری و آرمانی جامعه خودرا می تواند عهده دار شود
حالا با این مقدمه به جامعه افغانستان برمی گردیم افغانستان کشوری که درگذشته های نه چندان دور٬ سینما ورسانه بیشترین ستم هاو تکفیر ها را درسرنوشت خود شاهد بوده است واز طرفی هم نبود زمینه های فرهنگی برای پذیرش فرهنگ سینما در افغانستان، از کلمه" سینما گر وسینما رو" در ذهن عامه مردم الگوهای شیطانی ویا سرگرمی تصویر می شود٬
بیرون کردن این نوع برداشت از اذهان نسل که با همین تفکر بزرگ شده کاربسیار مشکل است
اما با بازهم با پایان نسبی جنگ درافغانستان وظهور رسانه های عمومی تا حدود این فضا را دگرگون ساخت وما امروز شاهد تحولات چشمگیر وفراگیر دراین زمینه هستیم
دراین موقعیت جای سوال این جا است که آیا مسئولیت را که فیلمسازان ونسل بعد از جنگ درافغانستان باید انجام میداد ، انجام داده اند یانه ؟ سینما ی افغانستان بعنوان سمبل موثر فرهنگ ساز وپیشرو چه دستاورد برای مردم داشته است که درانتظار تحول ورشد فرهنگی بوده اند؟ واساسا فیلمسازان چه حرفی برای گفتن داشته و دارد؟ ایا سینماگران وظیفه ومسئولیت زمانی ومکانی خودرا درست انجام داده اند؟واساسا آیا ما فیلمسازان داریم که همچون فیلینی ها وکراساوا ها اندیشه توانا وآرمان های بلند انسانی را داشته باشند؟
بهر حال من به اثر تمام فیلمسازان که دست به قلم ،ودوربین،وفیلم برده اند احترام می گذارم همه در جای خودش کوشیش برای پرکردن خالیگاه جامعه ماست ولی می خواهم بگویم که دراین فرصت هفت ساله که ما بعد از جنگ داشتیم می شد که چرخ تولید فیلم های افغانستان را با موج بهتر وتوانای بیشتر به حرکت آوریم
آنچه که درحال حاضر در عرصه سینمای افغانستان شاهد هستیم نوعی هیجان است که به جان همه افتاده است واین عرصه نیازمند تحول درزیربناوتغییر درسیستم وساختار دارد
امروز متاسفانه باید یادآور شد که سینمادرافغانستان تا حدودی اسیر در مرزهای قومی وقبیله ای وگرایش های تقلیدی وتضادهای درونی فیلمسازان است که نمی خواهند آنرادر قالب یگ نهضت فراگیر ملی تجربه نمایند
فیلم سازوفقر اندیشه
همانطور که درابتدا اشاره شد سینما برخلاف برداشت اولیه که مردم ما از آن دارند یک هنر پیش پا افتاده وتنها وسیله برای سرگرمی نیست. همیشه در تعربف هنر سینما از آن بعنوان سلاح وابزار برای حکومت براندیشه ها وافکار ملت ها یاد شده است وبراستی که سینما با جذابیت های های موثر وجلوه های مقتدر که دارد می تواند حکومت براندیشه هاوافکار ملت ها را رهبری کند ودرافغانستان ما نیز این اسلحه وابزار حکومرانی را ٬رهبران وتاجران بیشتر وپیشتر از فیلمسازان درک کرده اند که همه در جستجوی چگونه رسیدن به این هدف است وآنچه که دراین میان بازهم ازکاروان عقب خواهد ماند فیلمسازان وسینماگران ااند که مجبورند تن به کار های سفارشی وفیلم های آزمایشی داده واز اهداف وآرمانهای تحول ساز که باید به آن می رسید باز خواهند ماند
***
اما مشکلات که می شود آنرا درفیلم های افغانی بررسی کرد به دو اصل اساسی برمی گردد یعنی مشکل تکنیک ودیگر مشکل محتوا. اساسا کسی که می خواهد در مقام کارگردان در وادی هنر هفتم فیلم بسازد باید قبل از هر جیز اصول وزیباشناسی حداقل 6 هنر عالم را آنچنان مسلط باشد که بتواند کارش با اصول همین هنر ها درابتدا خودش نقد کند زیرا سینما وفیلم سازی هنری است که ازترکیب همین هنر ها بوجود آمده و شناخت هریک از هنر هابالا بردن کیفیت فیلم ها نقش حیاتی دارد
فیلمساز که فیلم میسازد در حالکه ازصنایع ادبی درادبیات،وزیباشنای درتاتر،وتجسم ومفاهیم در رقص وموسیقی وگرافیک چیزی نمی داند حتما فیلم را خواهد ساخت که بار فرهنگی وارزش هنری ندارد
بنا براین یکی از مشکلات عمده در فیلم ها عدم توانای علمی وتسلط لازم فیلمساز بر زیباشناسی سینما است یعنی در بسیار از فیلم ها حتی فیلمساز کاربرد شات ها ودیلوگها وفضاهای مورد نیاز برای گذاشتن موزیک وحتی اصول اولیه زیباشناسی رنگ ونور را رعایت نمی کند ووقتی فیلم ساز دانش لازم برای ارائه کارش به زبان تصویررا ندارد مجبور به پیروی وتقلید از آنچه میشود که در فیلم ها ی وسریال ها دیده است
در حالکه فیلمساز که فیلم میسازد ضمن شناخت کافی از ابزار کار وساختار وسبکهای رایج در عالم سینما باید بهترین شیوه بیانی برای سوژه خودرانیز انتخاب کند
اما بخشی دیگری از فیلم ها دچار فقر اندیشه اند یعنی کارگردان بدون آنکه فکر کند درکجا زندگی می کند ومخاطبش کیست و هدفش از ساخت فیلم چه بوده و حتی بدون آنکه بداند فیلمش دارای چه ارزشی برای جامعه ومردم است ، فیلم می سازد
به نظر من درجامعه که نسل های ما ازانواع خشونت رنج برده ومی برند٬ نمایش وتبلیغ از خشونتهای خانوادگی و یا تفنگ سالاری کار به دور از مسئولیت خواهد بود
واز طرفی هم مردم وجامعه که سالها است قربانی جهالت شده اند ، قطعا می خواهند که ازچنگال سنت های خرافاتی که سالها زنجیر دست وپای شان بوده رهای یافته و به خود آگاهی برسند٬ پس بنا براین نمایش وتبلیغ وترویج قصه های تاریخ گذشته به نظر می رسد دوای درد این مردم نیست واین خود نوعی در رکود وجمود نگهداشتن جامعه و مردم است
این جا ممکن است این حرف هم در میان آید که خوب فیلم" دشو دشو" میسازم برای مردم که فقط همان" دشو دشو" را می فهمند ودوست دارند ولی دراین صورت نیزفیلم ساز را ه را رفته است که را ه یک فیلمساز مسئول ووظیفه شناس نیست زیرا فیلمساز آنچه را میسازد که خودش به تاثیروارزش آن ایمان دارد نه آنچیزکه دیگران به اوتلقین می کنند
قسمت اول
آنچه د رادامه خواهید خواند مروری است مختصر وگذرابه خلاصه از خاطرات چند روزسفری که از تاریخ 17 سپتامبر به شهر لندن و سایر شهر های انگلستان داشتم.
این سفر به دعوت فستیوال فیلم منگو وهمچنین" مرکز فیلم وعکس بریتانیا"بود که بخاطر نمایش تعداد از فیلم هایم با ید هفته ای را در انجا باشم. واما وقتی چمدانم را برای رفتن به آن جامی بستم به فکر وبلاگم افتادم که چقدر منتظر وچشم به راه سوژه ویا حرف تازه است و آرزو کردم که ای کاش می شد انتظارت اورا هم به سر آورد وکامش را با نوشتن دلنوشته ای شرین کرد.
به هرحال تصمیم گرفتم تا چکیده از خاطرات مهم هر چند به صورت گذرا وخلاصه بنویسم ودراین جا قرار دهم.
امادر حقیقت این را هم بدانید که نوشتن این سطور نه از آن جهت است؛ که من حرف مهمی برای گفتن داشته باشم ویا مطالب قابل شان برای روزنامه ومجله ووبلاگ، بلکه هدف پیداکردن بهانه ای برا ی نوشتن بود که بتوان هم یاد الفبا ی دری را زنده نگهداشت وهم به یادشما خوانندگان عزیزبود.
براستی که در پسامد این روزگاران غربت زده- تبعید گاه- ودوراز د یار، گاهی به آینده که فکر میکنی به وحشت می افتی که مبادا تو بمانی و مغز های خشکیده وچشمهای رو به وطن مانده و الفبای که مجبوری از چپ بنویسی و بخوانی- درد ویا مشکل که امروز بسیاری از فرزندان دری وفارسی زبان به اصطلاح اروپا مانده با آن روبروست- ودر نتیجه زندگی تکرار وتکرار آنقدرکه زمانی متوجه می شوی دنیا ادامه دارد اما تو مثل موتر بی باتری وبی تاریخ وبی مصرف درگوشه ای رها شده وگروهی هم با سرعت بالابه پیش می روندو... وبه خاطر همین فرار از فراموشی است که تصمیم گرفته ام تا گاه بی گاه چیزی برایتان بنویسم.
***
از فینلند تا لندن
اگر نقشه دنیا را نگاه کنید کشور فنلند در نقطه شمالی جهان واقع شده وشهر" یوسکولا" بادارابودن جمعیت 80000 هزارنفر تقریبا در مر کز فنلند قرار گرفته است. شهر یوسکولا دارای دانشگاه بزرگ است که در ان بیش از 10000 هزار دانشجواز ملل مختلف درس می خوانند امادر کنار این امتیازشهر یوسکولا بدی های هم دارد که مهمترین آن بالا بودن در صد بیکاری نسبت به دیگر شهر های فینلند است.
در باره آب و هوای فینلند هم به طور طبیعی می توان گفت که مدت گرمای آن تقریبا یگ پنجم سرمای آنست.
سرمای هوا گاهی به 50 درجه زیر صفر هم کشیده می شود ولی تابستان فینلند هرچند خیلی کوتاه وزودگزر است ولی چشم انداز خیلی زیبا وشگفت انگبز دارد.وجود صد ها دریاچه محلی ودرختان سرسبز وآفتاب سفیدش در دل تابستان صحنه های زیباو شاعرانه را ترسیم می کند.
به هر حال من دریک بعد از ظهر پاییزی،ساعت 45.2 برابر با 2005 .10. 17. شهر یوسکولا را با قطار مسافربری به مقصد شهر تامپره ترک کردم تا از فرودگاه" پیرکلا"به لندن پرواز کنم،.بعد از یک ونیم ساعت به شهر تامپره رسیدم.
شهر تامپره یکی از شهر های بزرگ فنلند است که تقریبا بیش از 200000 هزار نفر از جمعیت 5/5 ملیونی فنلند را به خود اختصاص داده است.وکسب وکار در شهر تامپره بهتر از شهر ما رونق دارد.
در تامبره مدتی را به همراه یکی از دوستانی می روم که باهم از گذشته های نه چندان دورآشنا بودبم وبا فاصله کمی به فینلند آمدیم .اوخود یکی ازنویسنده گان ماهر واهل طرح وتصویر، نشریه، و کتاب درافغانستان بوده که هم اکنون نیز در حال بازیافت توفیقات گذشته خود است.
شاید او نخستین افغانستانی باشد که در فاصله کمتر از یک سال ، درجه عالی زبان فینلندی را از آموزشگاه زبان به دست آورد وحالا نبز درگیرپیامد های است که از دانستن زبان به دست می آید.و...
بهرحال ما تا فاصله مانده به پرواز، گشتی به شهر کوچکی" بنام پیرکلا" زدیم که درحاشیه شهر تامپره قرار دارد ودرواقع شهر محل سکونت این دوست عزیزم بود. ما ضمن آشنای با شهرپیر کلا در باره فرهنگ اجتماع وهنر فینلند ی ها نیز صحبت کردیم.و بویژه سیک های معمار ی جدید - خانه های فنلندی که در شهر پیر کلا به کار گرفته شده بود برای من خیلی جالب بود.
البته این سوال اول هر پناهنده شاید باشد که کشور محل زندگی خودش چگونه کشوری است؟ وچه فرق های با کشور مبدا دارد؟ ویا مثلا آدم ها چه فرهنگ وروش برای زندگی دارند؟ و.... من و آن دوست نازنین هرچه خوش داشتیم از نقد وتحلیل وخبر وگزارش وروزنامه و... گفتیم وبافیتم ودر حالکه حرف های ما ادامه داشت به خانه برگشتیم وباز هم در باره جایگاه ونقش پناهنده گان در کشورفینلند گپ زدیم تا اینکه ساعت 10 شب شد یعنی دقیقا نیم ساعت مانده به پرواز. هرچه بود خودرا با عجله به فرودگاه پیر کلا رساندم ولی دیگر دیر شده بود.
هواپیمای شرکت رایان ایر با کمال ناباوری پرواز کرد ومن ماندم دوست عزیزوافسوس که چرازودتر نیامدیم!!
بهر حال با پرداخت اضافه نیم بهاء، بلیط دیگری برای دوروزبعد یعنی روز دو شنبه.19 سپتامبر رزرف کردم
وحالا دیگروقتی زیاد بود برای حرف ها ی نگفته وتحلیل های نشده و............ ادامه دارد..
فیلم" فصل سکوت" یکی از برنده گان جایزه فستیوال فیلم" سینما ویست" در استرالیا شد
فیلم" فصل سکوت" به کارگردانی عبدالرحمان عالمی برنده جایزه بهترین فیلم فیستوال بین المللی بنام" سینما ویست" استرالیا شد.
فیستوال سینما ویست که یکی از فستیوال های مهم در استرالیا می باشد از تاریخ 28 تا 30 اکتبر در شهر سدنی برگزار شد وپس از پایان فستیوال، فیلم های برنده فستیوال سینما ویست(2005) را دربخش های مختلف اعلام کرد.
از افغانستان دوفیلم مستند بنام های بودا و فصل سکوت در بخش ها ی مختلف این جشنواره حضور داشت که فیلم فصل سکوت موفق به دریافت جایزه اول از بخش بین المللی شد.
برای اطلاعات بیشتر به آدرس سایت فیستوال مراجعه شود. http://www.cinewest.org.au/ssoupw05.htm
فیلم های " رسم خاک" به کارگردانی حکیمه عالمی وفیلم "فصل سکوت" و"بودا" به کارگردانی عالمی پویا از افغانستان وفیلم" سایه غبار" به کارگردانی صادق جعفری از ایران در یازده همین دوره از فیستیوال بین المللی Manmgo فیلم در شهر برادفورد انگلستان نمایش داده خواهد شد.
بنابه گزارش کمیته برگزارکننده فستیوال. فیلم های نامبرده در کنار بهترین آثارانتخاب شده از فیلم های بریتانیای ووآسیای وآمریکای و..از تاریخ ۲۳ تا ۲۹ سپتامبر۲۰۰۵ به نمایش درخواهد آمد. همزمان با نمایش این فیلم ها سمیناری نیز در حاشیه برگزاری فستیوال برگزار خواهد شد که ازصاحبان آثار برای شرکت درآن دعوت به عمل آمده است.
همچنین از انجمن فیلم افغانستان درفنلند. نماینده دراین فستیوال شرکت خواهد کرد وچهار فیلم نامبرده نیز بخشی از تلاش
های انجمن فیلم افغانستان درزمینه بازاریابی بین المللی فیلم های کوتاه می باشد.
فستیوال هامبورگ یکی از مهمترین فستیوال های بین المللی فیلم های کوتاه درآلمان است که این سال با بخش های متنوع ومختلف ازتاریخ 8 تا 13 جون در شهر هامبورگ برگزارمی شود.
دربخش مسابقه فیلم های کودکان که یکی از بخش های این فیستیوال می باشد فیلم کوتاه" رسم خاک" به کارگردانی حکیمه عالمی وتنها فبلم افغانستانی درکنار دیگر فیلم های برگزیده حضوردارد.
با توجه به جدول نمایش فیلم های فستیوال فیلم رسم خاک در دو نوبت تاریخ ۸ و۱۱ جون در بخش کودکان وبخش بین الملل نمابش داده می شود ومیز گرد با حضور کارگردان نیز برگزار خواهد شد.
برای اطلاع بیشتر به وبسایت فستیوال مراجعه نمایید.
------------------------------------------------------------------------------
گزارش ۲.
فیلم فصل سکوت در جشنواره فیلم کوتاه ویین اتریش
فستیوال بین المللی فیلم های کوتاه وین( Vienna Independent Short Film)از تاریخ ۲۲ تا ۲۸ می در شهر وین برگزارشد.
فیلم فصل سکوت به کارگردانی عبدالرحمان عالمی یکی ازفیلم های برگزیده این فستیوال بود که درتاریخ ۲۴ می ۲۰۰۵ دربخش فیلم های بین الملل به نمایش گذاشته شد.
بنا به گزارش دست اندرکاران جشنواره وین همچنین فیلم فصل سکوت بعنوان فیلم برگزیده مخاطبان برای باردوم در فستیوال دیگری بنام (summer-cinema-group)همراه با ۲۰ فیلم برگزیده بعنوان تور سینمای تابستانی درماه جولای نمایش داده خوهندشد.
برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت فستیوال مراجعه نمایید.www.viennashorts.com
قابل یادآوری است که فیلم فصل سکوت زندگی معلمی را بازگومی کند که درزمان طالبان وقتی مدرسه های دخترانه را می بندند او درتلاش است تا مدرسه های زیرزمینی را
برای دختران فعال نگهدارد ودراین راه با مشکلات روبرومی شود.
انجمن فیلم افغانستان درنظر دارد تا درجهت حمایت از فیلم سازان جوان خدمات را درزمینه بازرگانی فیلم های کوتاه مستند وداستانی وارسال فیلم ها به فستیوال های بین المللی ارائه دهد.
بنا به گزارش روابط عمومی انجمن فیلم دراین زمینه ابتدا فیلم هااز نظر کیفیت ارزیابی شده ودرصورت که دارای شرایط بازرگانی باشد با صاحب اثر توافق خواهد شد تا فیلم مورد نظر در مارکیت ها وفیستوال های بین المللی فیلم ارسال شود.
کلیه فیلم سازان می توانند درابتدا خلاصه ازقصه فیلم ،زندگی نامه کارگردان به همراه یگ قطعه عکس از پشت صحنه فیلم را به ایمیل انجمن ارسال نموده ویا اینکه یک کپی وی اچ اس VHS,CD.DVD
را به همراه شرایط ذکر شده به آدرس انجمن فیلم افغانستان درفینلند ارسال نمایند.
Email: afghanfilm_fi@yahoo.com
Adress: Afganistaniin elokuva yhdistys r.y)
Haperontie 6-8 D40
40640 Jyväskylä Finland.
قابل ذکر است که انجمن فیلم افغانستان در سال ۲۰۰۴- ۲۰۰۵ باانتخاب چهار فیلم از افغانستان درمارکیت فیلم های مستند یونان، وچندین فیستیوال از جمله فستیوال فیلم های مستند جاپان(ِیاگماتا) وفستیوال فیلم کوتاه هامبورگ آلمان و فیلم کوتاه فیلمسازان مستقل اتریش حضورداشته است..
نمای اول :
"افتتاح انجمن فیلم افغانستان درفینلند "
انجمن فیلم افغانستان در فینلند با نخستین نمایش فیلم هایی از افغانستان آغاز به کارکرد.
انجمن فیلم افغانستان در فینلند با همت جمعی از فیلمسازان جوان وسینماگران مهاجر افغانستانی در شهر"یوسکولا" واقع درمرکز فینلند تشکیل شده است که قرار است فعالیت های را درزمینه سینما باموضوع افغانستان انجام دهد.
درمراسم که درتاریخ2005/2/25 باحضور نماینده از تلویزون فینلند وبا حضور تعداد از مهاجرین در میدیا پایا ی شهر "یوسکولا" برگزار شد ابتدا محترم عالمی بعنوان رئیس انجمن فیلم افغانستان به تشریح اهداف انجمن پرداخت ویاد آور شد که قرار است دوره برای آموزش تعداد ازجوانان علاقه مند دررشته میدیا برگذارشود.
سپس خانم کریستینا نماینده مرتبط با افغانستان در تلویزیون فینلند به تشریح خدمات رسانه ای فینلند درزمینه افغانستان پرداخت وگفت که مدت را درافغانستان دررشته مدیا تعلیم داده وثمره این خدمات تربیت 14 نفر هنرجوی دختر ازمیان دختران افغانستانی دررشته فیلم سازی ومدیااست که هم اکنون فعالیت های آنها درهمین رشته امید بخش و بسیار ارزشمند بوده است.
ایشان امیدواری کرد که دردور جدید این فصل آموزشی نیز جوانان وبویژه دختران نقش بیشتری داشته باشند.
سپس شکیبا دختر فیلمساز افغانستانی که درقالب تیم چهارده نفره درموسسه آیینه کابل درس خوانده وفعلا مشغول تجربه کاری درفینلند می باشد به تشریح وضعیت وفعالیت های کاری شان پرداخت ودرباره مشکلات فیلم سازی برای فیلم سازان زن ودختردرافغانستان پرداخت.

